چگونه کنار بیاییم که بهترین دوست شما عاشق شود و از شما دور شود

در حالی که در پنجره یک کافه در شرق لندن نشسته بودم ، یک زن گمشده را تماشا کردم که با تلفن صحبت می کرد. در آن طرف شیشه ، دو دوست او در کنار من ایستاده بودند. یکی فریاد زد: “به راست خود نگاه کن! ما در پشت شما هستیم” و صدای خنده به دنبال داشت. این دوست سرزنش سرش را به اطراف خنجان داد و به معنای واقعی کلمه در همه جا نگاه کرد ، اما به دوستانش نگاه کرد. سرانجام او چرخید ، و هر سه آنها به خنده افتادند.

من نمی توانم کمکی کنم اما بیش از حد شرم آورم. اما همین که لبخندم را به سختی پنهان کردم ، در چشمانم احساس اشک می کردم. آنها به من یاد دوست خودم دادند. با آن تحقق ، ناگهانی اشتیاق به وجود آمد که من سعی در سرکوب آن داشتم. دلم برایش تنگ شده بود

او بخش بزرگی از زندگی من بود. تا روزی او نبود.

احساس کردم دوستم مدت ها قبل از آنکه واقعاً اتفاق بیفتد از من دور می شود. در ابتدا غیرقابل تصور بود ، فقط متن بی پاسخ بی نظیر. او تازه عاشق بود و من از او هیجان زده بودم. من سعی کردم خودم را متقاعد کنم که این فقط یک ظاهر موقت است ، که او باز خواهد گشت. به آرامی اما مطمئناً ، همانطور که تابستان پژمرده می شود و برگ ها قهوه ای می شوند ، تماس های تلفنی خشک می شوند. متن ها بدون پاسخ می نشینند. ملاقات های ما وجود خود را متوقف کردند. p>

برای مدت طولانی ، ذهنم به خاطر چیزهایی که ممکن است بگویم یا انجام دهم برای ناراحت کردن از دوست من تکان خورد. من هر کاری را که در ماههای گذشته انجام داده بودم سرنگون کردم. من به منفی ترین خصوصیات خودم پرداختم و خود را از محتاط بودن این نظریه متقاعد کردم: اینکه دوست من فقط دلیل من را بریده است.

ممکن است بتوانم احساس از دست دادن احساس ناپذیری را که احساس کردم دو دوست دیگرم نیز بعد از پیدا کردن عشق از هم فاصله نگرفتند ، کاهش دهم. اما خلأ باقی مانده از این سه دوست نزدیک قابل توجه بود. تقویم اجتماعی من خالی شد. آخر هفته های من کاملاً عاری از برنامه های ناهار یا نوشیدنی ها شد. من زمان زیادی را به تنهایی سپری کردم.

چند هفته پیش ، من دیگر نمی توانستم وزن غم را تحمل کنم. من در خیابان بیرون ساختمان دفتر خودم ایستاده بودم و یک دوست را صدا کردم. “فقط واقعاً لعنتی تنهایی است” ، با تلفن زمزمه کردم و اشکهای غیر منتظره چشمک زد. تنهایی خودم را مثل یک راز نزدیک محافظت می کردم. این آسان گفتن با صدای بلند بود.

اما ، در مورد آنچه باید در مورد آن انجام دهم ، من هیچ کس خردمندتر نبودم. دوست من حرفهایی از آسایش را فراهم کرد ، که او می دانست که چه احساسی دارد ، اما این طبیعی است ، وقتی همه ما در حال “تشکیل واحدهای” خود هستیم ، در زندگی خود قرار داریم. اما من این کار را نمی کردم. در عوض ، واحدهای دوستی من فرو ریختند. من در زندگی آنها هدف خود را خدمت کرده ام و حضور من دیگر لازم نبود.

من نمی توانم در مورد این مسئله کاملا خاص دوستی در اینترنت اطلاعات زیادی پیدا کنم ، بنابراین تصمیم گرفتم تا در این موضوع تحقیق کنم تا روش هایی برای کاهش درد دیگران در همان مورد پیدا کنم.

بدانید که شخصی نیست. این در واقع طبیعت انسانی است.

اولین چیزی که یاد گرفتم این بود: این هیچ شخصی نیست. کیت لیور ، نویسندهدرمان دوستی em>،به من گفت ، “عشق رمانتیک راهی دارد که باعث می شود مردم به طور موقت (یا گاهی اوقات به طور دائم) غفلت کنند و همسران خود را فراموش کنند.”

لیور گفت: “این فقط روشی است که ما برنامه ریزی کرده ایم ؛ فکر کردن از این نوع عشق به عنوان برتر و بنابراین بسیار مهم است.” “طبق برخی تحقیقات دوست داشتنی که توسط روبین دانبر ، روانشناس تکاملی دانشگاه آکسفورد انجام شده است ، هر بار که به یک رابطه جدید می پردازیم ، به طور متوسط ​​دو دوست از دست می دهیم. اوه ، این یک آمار خشن است.”

” عشق رمانتیک راهی دارد که باعث می شود مردم به طور موقت غفلت کنند و همسران خود را فراموش کنند. “

از دانبار ، نویسنده مطالعه و “آماری خشن” فوق الذکر پرسیدم ، چرا مردم وقتی عاشق هستند از دوستانشان دور می شوند. وی گفت: “مسئله فقط زمان است.” “مردم آنقدر مورد توجه رمانتیک جدید قرار می گیرند و آنقدر زمان را به آنها اختصاص می دهند که آنها برای همه نزدیکان قدیمی خود وقت کافی ندارند.”

“این به اندازه ای نیست که به هیچ وجه آنها را به آنها اختصاص ندهند که به آنها کمتری بدهد ، بنابراین آنها از دسته دوستان صمیمی به دسته دوستان خوب فرو می روند.”

به طور خلاصه ، مسئله تغییر اولویت هاست. اما این کجا شما را ترک می کند؟

در سایر دوستی ها سرمایه گذاری کنید

در حالی که دوست شما در ابر نهم خاموش است ، شما باید وقت خود را با دوستان دیگری که مثل شما در اولویت قرار دارند سپری کنید ، نه تنها یک گزینه. که براون ، نویسندهیک نفر زیبا em>، به من گفت که یکی از بهترین دوستانش است چون دبیرستان بعد از عاشق شدن از او دور شد. دوستش هر هفته از معاشرت خود خارج می شد تا دیگر پیامکی نکشید و نمی خواست قطع شود.

براون گفت: “در ابتدا عصبانی شدم و بعد غمگین شدم ، اما اکنون واقعاً آرزو می کنم بهترین او را داشته باشم و از دوستی ما بخاطر آنچه که بود و آنچه اکنون است قدردانی کنم.” “اما من در ابتدا احساس می کردم که به اندازه کافی خوب نیستم که او قبل از این که متوجه شود تغییر دوستی ما مربوط به من نیست ، چسبیده به او بپردازم. این دقیقاً اتفاقی است که می افتد که بعضی از افراد نمی توانند هر دو را کنار بزنند.” براون با گذراندن وقت با سایر دوستان ، با تغییر در دوستی خود صلح برقرار كرد و “به من یادآوری كرد كه او تنها شخصی نبود كه من داشته باشم.”

لیور همچنین توصیه کرد که با دوستانی که ممکن است وقت بیشتری برای شما داشته باشند در ارتباط باشید. وی گفت: “در حالی که شما منتظر همسر خود هستید تا دوباره توجه شما را جلب کند ، زمان مناسبی است که دوباره با سایر دوستان ارتباط برقرار کنید.” “دوستان مجردتان را ببینید و یا با افرادی که به مدت طولانی عاشقشان بوده اند وقت بگذارید تا بدانید که هنوز هم به دوستانشان احتیاج دارند.”

نکته جالب برای زوج ها: اگر رابطه شما نتیجه نگیرد ، به دوستانتان احتیاج دارید. فقط بگو

صبور و مداوم باشید h2>

در حالی که ممکن است دوست داشته باشیم دوستانمان از نحوه اعمال آنها بر ما تأثیر داشته باشند ، احساس گناه ممکن است مؤثرترین راه برای برقراری دوستی به جلال سابق آن نباشد. لیور صبر و استقامت را برای دوست مقابله با فراموشی پیشنهاد کرد.

او گفت: “من فکر می کنم ما می توانیم به نفع رفتن به خرما و در همه زمان ها به چشمان یکدیگر خیره شویم ، به پرندگان جدید عشقمان دوره کوتاهی بدهیم که آنها را فراموش کنند.” “شما می توانید دوست خود را ببخشید که کمی وقت برای تحقیر کردن دارد و به هیچ چیز دیگری فکر نکنید ؛ این بخشی از عشق ورزی عشق است.”

اما اگر بعد از چند هفته ، آنها هنوز متن های شما را برنمی گردانند و یا در زندگی شان جایی برای شما ایجاد نمی کنند ، ممکن است وقت آن رسیده که عمل کنیم.

“من فکر می کنم شما می توانید در مورد آن بسیار گشاده باشید و بگویید ، گوش دهید ، عزیزم ، شما وقت خود را برای ابتلا به عشق کاملاً مشغول کرده اید ، ممکن است به شما یادآوری کنم که من هستم و توجه شما را می خواهم؟” توصیه Leaver. “شما لازم نیست به اندازه گفتن” چه كسی در هنگام جدایی با این شخص قرار دارد در آنجا باشد؟ ” اما گفتن “من دوست دارم شما را ببینم” و اصرار بر گرفتن فضایی در زندگی آن شخص کاملاً قابل قبول و در واقع معقول است. “

دو چیز می توانند به یکباره صادق باشند: من می خواهم دوستم شاد و عاشق باشد. من نمی خواهم دوستم زندگی من را ترک کند. با این حال شما تصمیم می گیرید که دوست خود را از خود دور کنید ، بدانید که این چیز شخصی نیست.

یکی از دوستان عزیزم در مورد این مخمصه خاص دوستی سخنان عاقلانه ای را بیان کرد: “سرانجام آنها به شما باز می گردند.” وقتی او انجام می دهد برای دوست من آنجا خواهم بود.

بیشتر بخوانید