نوشتن صحنه های جنسی مادر من

متا> meta> span>

من می خواستم یک داستان در مورد زندگی او واقعا زندگی بگویم. همه اینها. p>

جنیفر وینرتوسط span>=”name”>جنیفر وینر span> div>

  • li> ul> div>

    تصویر span> اعتبار span> span> span>اعتبار span>>در اعتبار span>دردر لیلی اسنودن-زیبا span>در span>در span>در figcaption> رقم> DIV> DIV> هدر> div>

    شایان ذکر است که بهترین روز زندگی نویسنده وقتی است که شما به خانه برسید و پدر و مادرتان را به خاطر بیاورید p>

    یا من فکر می کنم که درست است که نویسندگان نخستین کسانی که اولین کتاب خود را “خوب در تختخواب” نمی خوانند، p>

    سال 1999 بود. من 29 ساله بودم، خبرنگار روزنامه که بی سر و صدا روی یک رمان کار می کرد. من به دوستان یا همکارانم نگفتم، در صورتی که من هرگز به پایان نرسیدم. اما من به مادرم، فرانس گفتم. او تحت تأثیر قرار نگرفت. p>

    “رمانشما چگونه می شود؟” از او می پرسد، یک کلمه ای را با صدای نفس نفس می کشد که احساس غم و غصه ی جنوبی را تجربه می کند. وقتی شب به خانه برگشتم، روز خوبی بود و گفت: «به یاد رمان من؟ خوب، یک اثر از سیمون و شوستر آن را در معامله دو کتاب گرفته است! و حقوق خارجی در 15 کشور فروخته شده است و HBO حقوق فیلم را نیز خریداری کرده است. p>

    دهان فران: چشمانش پر از اشک شد. “من خیلی به شما افتخار می کنم!” او گفت: او مرا متقاعد کرد. p> p>

    p> p>

    p>

    بیان فران شد وحشت زده شد. “جنی،” او گریه کرد، “چقدر تحقیق کردی؟” p>

    پاسخ این بود: نه زیاد. مانند بسیاری از تایمرهای اول، من از مواد خام زندگی خودم کشیده شدم. بنابراین “خوب در تختخواب” داستان کانین شاپیرو، روزنامه نگار یهودی زن زنانه به اندازه ای که بر اساس من نبود، تبدیل به داستان شد. مادر کانن، ان، بیش از حد آزاد بود بر اساس فران، که در اواسط 50s، پس از ازدواج طولانی، چهار بچه و طلاق، در عشق با زن بسیار جوان افتاده بود. p>

    من دستنویس را به دست آوردم، نشستم و مادرم را منتظر ملاقات های جدیدی با همسر جدیدش در مورد داوپولگنبرگ خود قرار دادم که مثل یک زیرسیگاری بنشیند و زبان دیگری مانند یک تئاتر داشته باشد و برای فریادهایش «جنی، عصبانی! یک بیت به ویژه صریح. p>

    در سال های بعد، من دیگر کتاب ها را نوشتم و دیگران را اختراع کردم. اما این شخصیت، شخصیت مادر، زن که می دانست که می تواند زن را دوست داشته باشد و زندگی بزرگی در یک شهر بزرگی داشته باشد، اما چهار فرزند داشت، با مردی که در حومه شهر زندگی می کرد، ازدواج کرد، هرگز دور از ذهن من نبود. مادر من کیست؟ واقعا؟ p>

    مادرش، نانا من، به ما گفت که فرشته دختر خردمند بود که دوست داشت دوچرخه اش را بخواند و دوچرخه سواری کند، یک مادربزرگ که نمی خواست لباس بپوشد p> div> div>

    پدرم داستانهای خودش را داشت. “او هرگز مردان را دوست ندارد. هرگز، “او یک شب در تلفن گفت. من نمی خواستم نسخه ای از حقیقت را در سرم بگذارم، اما این وجود دارد، و تخیل من را تحریک می کند: اگر او به او درباره خودش گفت؟ آیا او حتی به اندازه کافی به او گفته بود؟ p>

    سپس ترامپ آمد. p>

    پس از انتخابات سال 2016، من می خواستم یک کتاب بزرگ و بزرگ را بنویسم که برابر آنچه که مورد نیاز است. و در عین حال داستان مادر من هنوز به من زنگ زده است. p>

    این فقط یک داستان در مورد زنان است. من فکر کردم وقتی کتابی درباره دو خواهر در نظر گرفتم، مامان سپس به یاد می آورم که گریس پالی، رماننویس است، وقتی مردم پرسیدند که چرا کتاب هایش سیاسی نیستند. او گفت: “من باید به آنها توضیح دهم که نوشتن زندگی زنان، سیاست است.” p>

    اگر شخصی سیاسی باشد، داستان های زندگی زنان – چگونه آنها زندگی می کنند، آنها را دوست دارند، فرزندان آنها دارند یا نه جنس آنها وجود دارد، یا نه – همه این موارد ضروری است. همه اینها نشان می دهد. p>

    اما چشم انداز نوشتن درباره مادر من، در تمام ابعاد او، بسیار وحشتناک بود. من تمام پیش نویس ها را با صفحات خالی گذاشتم که در آن بعد بیت های شیطانی را قرار دادم. برای غرق شدن، من خودم را در جزئیات دیترویت و کانکتیکات از دهه 1960 تا کنون غرق کردم، موسیقی موتاون و فرش و شلوار پلاستیکی. من شخصیتی را تصور کردم که هوشمند و بلندپرواز بود، که همیشه مجبور بود بخشی از خودش را پنهان کند. p>

    تقریبا به اندازه ی کافی که به نظر می رسید، احساس می کردم وقتی او کشف کرد که او چه کسی بود، دوست داشتم، چشمانم را بسته شدم و با اولین دوست دخترم در رختخواب گذاشتم. 20 سال پس از “خوب در تختخواب”، دوباره در خانه دیگری، در یک نیمکت دیگر، گوش دادن به مادرم، صفحات کتاب جدیدم را نوشتم و دعا می کردم تا قبل از رسیدن به صحنه اولین جنسیت، به صحنه برسم. p>

    بیست سال پیش، همه چیزهایی که می توانستم ببینم این بود که انتخاب های مادر من به من صدمه دیده بود. حالا من می توانم همه شیوه هایی را که جهان به او آسیب می رساند را ببیند – شانس هایی که او نداشت، درهائی که او نمی توانست باز کند. p>

    داستانی به ما کمک می کند که زندگی دیگران، بیت های شیطانی و همه چیز را تصور کنیم. . این روزها، این همدلی احساس نیاز بیشتری از همیشه دارد. من امیدوارم برخی از خوانندگان که در Ann و Tanya در “Good in Bed” شگفت زده شده اند، که در لباس های شیک L.L. Bean خندیدند و تی شرت آن، Nine Women Out، “خانم p>

    جنیفر وینر (@ jenniferweiner) یک نویسنده معتبر و نویسنده است. کتاب جدید او “خانم همه چیز “بیرون می آید سه شنبه. p>

    تایمز متعهد به انتشار است em>تنوع نامه em>به ویرایشگر. ما می خواهیم به آنچه که در مورد این یا هر یک از مقالات ما فکر می کنید بشنوید. در اینجا چندین em>راهنمایی em>. و اینجا ایمیل ما است: em>letters@nytimes.com em>. em p>

    دنبال بخش نیویورک تایمز در مورد em>فیس بوک em>، em>توییتر (@ NYTopinion) em>و em>instagram em> em> em> p> div> div> section> article>

    خواندن بیشتر