من با پسرم IRL در “Sims” حرکت کردم و این یک فاجعه بود. باید امتحانش کنی!

در روز اول به معنای واقعی کلمه نسخه های سیم کارت من و پسرم با هم حرکت کردیم ، او خود را در شام درست کردن آتش روشن کرد. او در آنجا ایستاد و سوختگی او را تماشا کرد. وقتی من بارها و بارها به او دستور دادم كه او را خاموش كند ، در عوض به بیرون فرار كرد تا همچنان از فاصله ایمن تر سوختگی او را تماشا كند.

کارها طبق برنامه پیش نمی روند. p>

TFW که به طور اتفاقی روابط خود را تماشا می کنید ، در شعله

TFW که به طور اتفاقی تماشا می کنید رابطه شما در شعله های آتش بالا می رود

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

“خوشحالم که خوب ، عزیزم!”

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

تکرار تصمیم IRL اخیر من برای جابجایی با SO در بازی شبیه ساز زندگی کلاسیک ، قرار بود به برخی از اضطراب های من کمک کند. این یک سنت افتخارآمیز است ، زندگی ما را درSims ، مجدداً بازسازی می کند و باعث می شود کنترل هرج و مرج وجود در دنیای واقعی و نتایج ناآگاهانه از وقایع بزرگ زندگی فراهم شود.

درSims 4، می توانید خصوصیات شخصیتی خود را انتخاب کنید ، خود را به عنوان دلخواه خود زیبا کنید ، هر کسی را وادار کنید که عاشق شما شود ، وقتی که وارد شود ، اراده آزاد مردم را خاموش کنید. راه ، نمادهای خود را وادار کنید تا خستگی ناپذیر خود را بهبود بخشند ، از امنیت شغلی در حرفه رویایی خود با داشتن یک مسیر تضمین شده برای رشد و موفقیت برخوردار شوید ، و (به ویژه برای هزاره ها) حتی ازخیال داشتن یک خانه.

من به آن نیاز داشتم.

به عنوان کسی که بیشتر زندگی خود را وقف همکاری خود کرده است ، کل “رابطه متعهد” یک منحنی یادگیری سالانه است ، هیچگاه واقعاً نمی داند که من چه کاری انجام می دهم.

زمان مناسب برای رها کردن کلمه L چیست؟ چگونه می توانم او را با خانواده باشکوه خود معرفی کنم؟ آیا او هنوز هم بعد از دیدن موهایم که موهای من سرخ می شود ، مثل من دوست دارد؟ آیا می توانم یاد بگیرم که به این احساس خارجی عشق و امنیت اعتماد کنم؟ چه اتفاقی می افتد اگر برداشته شود؟ کی متوجه خواهد شد که او برای من خیلی خوب است؟

کتابچه راهنما وجود ندارد که چگونه آنرا به طور داوطلبانه فریب ندهد. و این مرا در شب نگه می دارد

با این وجود ، حتی با وجود مارپیچ همیشه در حال شک و تردیدهای آخرالزمانی از سر من ، می پذیرفتم که به هر حال به نظر می رسد که اولین شریک بلند مدت واقعی من باشد. از آنجا که تنها چیزی که از اضطراب بالینی و ناامنی های فلج کننده من پیشی گرفته بود ، یقینی است که بهترین فرد ممکن را برای گرفتن این جهش پیدا کردم.

این یقین است که به من کمک کرد مقابله کنم. خوب ، وSims

چرا فقط برای یک دوست پسر حل و فصل کنید ، وقتی می توانید پشتیبان مجازی نیز داشته باشید ؟

چرا فقط برای یک دوست پسر حل و فصل کنید ، وقتی می توانید پشتیبان مجازی نیز داشته باشید؟

تصویر: ARCT ELECTRONIC / JESS JOHO

من با دوست پسر IRL خود وارد شدم

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

بنابراین پس از پیشروی این تصمیم IRL – پس از یک روز حرکت از جهنم واقعی ، روزهایی بدون WiFi یا گرما در مرده های زمستان ، محاصره شده توسط یک گلدان غیر قابل عبور از جعبه ها. ماری کاندو بیشتر از آنکه باز کند ، فقط دعا می کند که گربه او و سگ من به هم بروند ، غذا خوردن روی زمین در حالی که با وسواس هر شلوغی مبلمان آنلاین را برای هر چیزی که مناسب یک اتاق نشیمن باشد ، بطور عجیب و غریب شکل می دهد که فقط شیطان می تواند. من آن را طراحی کردم – من رایانه شخصی خود را بوت کردم و دوباره این بازی را انجام دادم

هنوز کتابچه راهنما وجود ندارد که چگونه با هم زندگی نکنیم. در دنیای واقعی ، من نمی توانم جنبه های زندگی را کنترل کنم تا بهترین نتیجه ممکن را کسب کنم. اما اساساً کنترلسیمز em>به طور خلاصه است

شاید اگر یک شبیه سازی را اجرا کردم که حداکثر موانع IRL ما را به خود اختصاص دهد ، آنگاه مسیر موفقیت تضمین شده خود را نشان می دهد. من می توانم کل وضعیت خودم را تکرار کنم: عوامل استرس زا برای مشاغل خواستار ما ، همدردی با فرزندان خز ما ، پرداخت صورتحساب ، متناسب کردن هر دو روش زندگی در محدوده آپارتمان جدید ما ، و هر مبارزه دیگری که با عشق ورزیدن به شخصی که با او زندگی مشترک می کنند همراه است.

حداقل ممکن است بدانم چه مبلمان مناسب برای اتاق نشیمن شیطانی ما باشد. p>

بچه ها ملاقات می کنند ، و این هم شایان ستایش و وحشتناک است.

بچه ها با هم ملاقات می کنند ، و این قابل تحسین و وحشتناک است.

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

من با دوست پسر IRL خود وارد شدم

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

ساعت ها وقت صرف کردم تا چهره ها ، حواس مد ، شخصیت های خود ، حیوانات خانگی ، هر اینچ آپارتمان دو خوابه ما را در شرق لس آنجلس بازآفرینی کنم. مطمئناً من از کدکد تقلب مادربرد استفاده کردمبه ما مبلغ نقدی را بدهید تا من بلافاصله بتوانم آپارتمانمان را دقیقاً تکرار کنم. با این حال ، به طور کلی ، من تمام تلاش خود را کردم تا در محدودیت های محدودیت های دنیای واقعی خود قرار بگیریم.

ثمره این کار خستگی ناپذیر یک عروسک مجازی غیرقابل زندگی واقعی از وضعیت فعلی زندگی من بود ، تا جایی که اتفاقات در بازی اتفاق می افتد فقط تا ساعت ها بعد IRL اتفاق می افتد. بچه گربه های تند و زننده و مضحک ما (همه ویژگی هایی که من به او در بازی داده ام) وسط شب از کنار تختخواب کنار تختخواب خود به ما زاری می کند و باعث می شود که سیمز ما وقتی که صبح ها برای کار از خواب بیدار می شویم گیر بیفتد. و مطمئناً ، وقتی ساعت 4 صبح در دنیای واقعی حرکت می کنیم …

مجازی deja vu.

مجازی deja vu.

تصویر: ARCT ELECTRONIC / JESS JOHO

به معنای واقعی کلمه من سعی می کنم این مقاله را بنویسم در حالی که SO من روی موسیقی او کار می کند.

به معنای واقعی کلمه من سعی می کنم این مقاله را بنویسم در حالی که SO من روی موسیقی او کار می کند.

تصویر: هنرهای الکتریکی

دقت و صحت کامل زمین ، اغلب عقب می ماند. فرضیه من مبنی بر اینکه این آزمایش به من راحتی می بخشد ، در عرض چند دقیقه بازی به سرعت اشتباه شد. آتش شام فقط اولین اثبات این بود که هر چیزی که احتمالاًمی تواند اشتباه باشداشتباه می شود. p>

نه تنها من مجبور شدم شاهد این باشم که SO من را زنده زنده بسوزاند و اندکی دغدغه نشود (من را مجبور به نارضایتی ناچیز نسبت به او IRL برای جنایات مجازی خود می کند) ، بلکه نسخه های سیم کارت من و دوست پسرم فوراً از همدیگر بیزار بودند. . معمولاً ، شروع به آشنایی با سیمز ، چیزی بیش از چند مبادله عاشقانه طول می کشد و پیش از آنکه این موضوع را بفهمید ، متعهد و متوقف خواهید شد. p>

اما نه ما!

مهم نیست که چقدر تعاملی اولیه خود را حفظ کردم ، مثل گفتگوهای دوستانه در مورد علایق خود (من گیک بودم ، او عاشق موسیقی بود) ، اما هر بار به طور غیر قابل توضیح منجر به نکات منفی دوستی شد. هرچند که هر دو Sims سعی در فرار از مکالمه برای بازی های ویدئویی (صادقانه ، دقیق و دقیق) نیز در آن داشتم. به زودی ، این اولین بوسه ما بود ، و من اطمینان خاطرم را جلب کردم که خاطرات اولین بوسه واقعی ما دوباره برگشت. p>

ظاهرا او از گفتمان بازی های ویدیویی شدید من قدردانی نکرد.

ظاهرا او از گفتمان بازی های ویدیویی شدید من قدردانی نکرد.

تصویر: ARCT ELECTRONIC / JESS JOHO

اما شما فقط باید لباس بپوشید تا اینکه جوجه های شما مشتاق به نظر برسند

اما شما فقط باید لباس خود را بپوشید تا اینکه quirks شما مشتاق به نظر برسد.

تصویر: ARCT ELECTRONIC / JESS JOHO

شبیه سازی همچنان به تقلید از زندگی در ساده ترین و دلهره آور ترین روش ها ، هر چند.

شغل و جاه طلبی های ما در راه گذراندن وقت در کنار یکدیگر ادامه می یابد. من باید تصمیم بگیرم که سیم خود را دیر وقت کار کنم تا در مورد یک خبر خبری بنویسم ، یا او با روحیه بد به خانه می آمد زیرا ترول های اینترنتی مقاله خوب و جنجالی او را از هم جدا می کردند.

دوست پسر من ، یک نوازنده حرفه ای هم IRL و هم در این خانه عروسک مجازی ، ساعت ها مخالف برنامه من را کار می کردند ، به ما زمان کافی را برای لذت بردن از زندگی ما برای ساختن کنار هم سخت می دادیم. ما هر دو روزهایمان را خیلی خسته کردیم حتی به وو هو. این خانه به دلیل برنامه های شلوغ ما و یک کودک خزدار که همه چیز را می لرزید ، می لرزد ، می خراشید ، و گلایه می کند – یک آشفتگی همیشگی بود – و همینطور ما را در وضعیت بد قرار داد.

با کمال تعجب ، سیم من در حالی که خوردن همان غذای دقیق مانند سیم پسرم ، که به نوعی چهره خود را حفظ می کرد وزن پیدا کرد. همچنین غیرقابل توضیح ، سیم کارت من از بزرگسالی جوان تا بزرگسالی مدتها قبل از دوست پسرم ، نمکی در زخم برای ناامنی واقعی من (که بطور ریز و درشت) از زندگی واقعی من است که او یک سال از من کوچکتر است. این اتفاق برای پسر سگ عزیزم نیز افتاد که منجر به حادثه ناگوار من شد که او را در حال مشاهده سن و سال در طبقه اتاق غذاخوری درگذشت که قبل از آنکه دروگر گریم آمد تا او را ببرد. سپس سیم من به طور غیرقابل کنترل گریزان خود را با یک بشقاب غذایی که هنوز در دست است گریه کرد زیرا بدیهی است که او عادت در زندگی واقعی من از خوردن افسردگی را به ارث برد.

من تصمیم گرفتم که سگ مرده نی آخر بود. سیم من پیر شد. شبح سگ من حیاط خلوت ما را آزار داد. شبیه سازی فاک. آزمایش را فاک کنید. واقع گرایی فاک

فراموش نکنید که صفحه ای را به عزاداری بیاورید!

فراموش نکنید که یک صفحه را به عزاداری بیاورید!

تصویر: ARCT ELECTRONIC / JESS JOHO

تا به حال مجبور شده بود با شبح سگ مجازی مرده شما؟ خوب ، من این کار را کردم.

آیا تا به حال با شبح سگ مجازی مرده خود بازی کرده اید؟ خوب ، من انجام دادم

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

من برای پول بیشتر در کد تقلب مشت کردم تا اینکه میلیونر شویم. حیاط خلوت متوسط ​​و پراکنده ما را به یک سرزمین عجایب کامل با جکوزی ، استخر گلبرگ گل رز و دوره مانع تمام عیار سگ شبح من تبدیل کردم. اتاق نشیمن شیطانی خود را بزرگتر کردم. من سیم بدنام خودم را گرفتم ، یک سرآشپز خوشمزه را برای پختن غذاهای سالم و یک خدمتکار برای تمیز کردن خانه استخدام کردم. من تحقیق کردم که چگونه حیوانات خانگی مرده را به زندگی برگردانم و خواننده ، شما شرط می بندید که الاغ خود را نه تنها کودک خز خودم زنده کردم ، بلکه به او یک درمان ویژه نیز دادم تا او را برای همیشه جوان نگه دارد. برای اندازه گیری خوب ، من یک سگ دیگر را اتخاذ کردم ، کاری که شریک زندگی من است و من در مورد انجام IRL غالباً خیال می کردم.

شما شرط می بندید الاغ من نه تنها کودک خز خود را زنده کردم ، بلکه من به او یک درمان ویژه دادم که بتوانم او را برای همیشه جوان نگه دارم. .

منظورم این است که اینگونه نیست کهSimsبتواندهمهموانعی را که برای زندگی مشترک در هر حال به وجود آورد ، من منطقی بدانم. مطمئناً این یک شبیه ساز زندگی خوب است ، اما اجاره ماهیانه ، بدهی وام دانشجویی ، اتاق رختشویی مشترک ، نبود پارکینگ در خیابان شلوغ لس آنجلس ، بلیط پارکینگ ، آسیب در دوران کودکی ، چمدان های احساسی ، ترس از صمیمیت یا هر نوع دیگر وجود ندارد. از دیگر متغیرهای بی شماری انسانی که می توانند ایجاد رابطه پایدار را حس کنند ، مانند یک احمق عمل می کنند.

و چه کسی شوخی کردم؟ من از همان ابتدا مرزهای رئالیسم را دراز کرده ام ، و فیلم های مربعی را به من دو برابر می کردم و شکم مسطح تر و ویژگی های برجسته تری را نسبت به ژنتیک خود به وجود می آورد.

اکنون پول وان گرم داریم.

اکنون پول وان گرم داریم.

تصویر: ARCT ELECTRONIC / JESS JOHO

ما از نگجت در خانواده خود استقبال کردیم.

ما از خانواده ناگت استقبال کردیم.

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

همانطور که در آزاد کردن خودم از بندهای واقعیت ، با خوشحالی شنا کردن با توله تو زنده شده برای همیشه در استخر مرمر خود ، شنا کردم ، فهمیدم که هدفرا گرفته ام. Simsهمه اشتباه است.

پاسخ مارپیچ بی تردید و تردید و عدم اطمینان من در بازآفرینی دقیق آن در دنیای مجازی نهفته است ، جایی که می توانم همه بدترین ترس هایم را ببینم (و بعضی از آنها حتی تصور نمی کردم). نه. پاسخ اضطراب من در بازی کردن خیالات از بهترین نتیجه ممکن است ، از جمله موارد غیرواقعی که به معنای واقعی کلمه غیرممکن بودند.

تلاش برای آماده سازی خود برای بدترین نتیجه ممکن ، فصل جدید ترسناک زندگی شما را تضمین نمی کند. اگر چیزی باشد ، نگرانی و تلاش برای کنترل هر متغیر ممکن فقط باعث می شود که همه چیز اشتباه پیش برود.

این تنها درس زندگی بود که من از سفر مجازی سیم خود آموختم.

درس # 1: سگ خود را از مردگان برگردانيد.

درس شماره 1: سگ خود را از بین مردگان برگردانید.

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

معمولاً ، پیشرفت طبیعی هرگونه رابطه سیم به این صورت است که تقریباً بلافاصله متوقف می شوید. به دلایل واضح ، این کار در شرایط من کمی عجیب بود. با این حال هرچه بیشتر تماشای متر سنم بالا می رود ، به لبه های قدیمی تر نزدیک می شدم و به مرحله سالخوردگان نزدیکتر و نزدیکتر می شوم. آیا واقعاً به من اجازه می دادم که سیم من به عنوان یک دوست دختر زنده بمیرد؟

من به دنبال بهانه هایی برای از بین بردن آن بودم: ما هنوز در حرفه خود به اندازه کافی نبودیم که ازدواج کنیم. سیم کارت من ابتدا باید وزن اضافی خود را از دست بدهد تا در عکس های عروسی بی نقص به نظر برسد. من باید سگم را از بین مردگان برگردانم تا او بتواند در آن حضور یابد

گرچه خصوصیات آن متفاوت بود ، اما به نظر می رسید خیلی به تمام بهانه هایی که سالها به خودم می دادم تا در یک رابطه طولانی مدت قرار بگیرم: من وقت نداشتم چون نیاز داشتم که به مدرسه تمرکز کنم و بعد شغل خود را . من به اندازه کافی لاغر نبودم ، بنابراین قبل از این که هرکسی بخواهد مرا به خرج دهد ، ابتدا باید رژیم بگیرم. من خیلی آسیب دیده بودم و باید قبل از این که فکر کنم به کسی متعهد شوم ، به معالجه بروم.

در سیمز ، هیچ کس مسئولیت تعهد ندارد.

در سیمز ، هیچ کس مسائل مربوط به تعهد را ندارد.

تصویر: هنرهای الکترونیکی / جس جوهو

من با دوست پسر IRL خود وارد شدم

تصویر: ARTS ELECTRONICS / JESS JOHO

بنابراین ، یک بار دیگر ، من گفتم این را به رئالیسم فریب دهید ، این بار خودم را از بندهای مشکلات تعهد در زندگی واقعی خود رهایی دهم.

در روز عروسی سیم من ، من او و سیم کارت پسرم را با زرق و برق ترین لباس بهم زدیم که سیمولونهای بی پایان ما توانستند ما را بخرند. من هیچ هزینه ای را برای بچه های خز خود صرف نکردم ، و آنها را در یک کراوات و کراوات قرار دادم. من از تمام دوستان مشهوری که برایشان مهمان بود ، دعوت کردم ، از جمله پدر وینتر (نسخه Sim از بابا نوئل).

اما قبل از پایان سفر مجازی من ،Simsآخرین پانچ روده را تحویل داد.

در دقایقی تحت اللفظی ما که گره می زنیم ، یک اخطار دریافت کردم که سیم من … باردار بود! علیرغم اینكه هرگز كلیك كرده بود كه دستور وو هو را برای یك كودك یا تلاش برای باردار شدن به وجود آورد. اما می دانید چه ، بیایید فقط آنرا تحت درمان با تعهد قرار دهیم – هم برای من IRL و هم برای نسخه Sim از دوست پسرم ، که در ابتدا به نظر می رسید قبل از رفتن به جشن ، او را پوکه می کند.

Surprise!

تعجب!

تصویر: ARCT ELECTRONIC / JESS JOHO

من میخواستم آزمایشسیمزرا به من بدهد تا جواب قطعی به تمام عدم اطمینان های حاصل از تصمیم گیری در مورد زندگی بزرگ بدهد. اما در عوض ، به من آموخت كه وقتی تصمیم گیری در مورد زندگی بزرگ می شود ، باید از دادن شبهات آخرالزمانی بیشتر از تخیلات غیرممكن دست بردارم.

چه کسی می داند که چگونه از این نتیجه خواهد گرفت؟ شاید رابطه من در شعله ور شود. شاید من ازدواج کنم در حالی که بابا نوئل به عنوان مهمان محترم عروسی من در آن حضور می یابد ، پس از آن فوراً یک تصور ناخوشایند داشته باشم.

نکته این است که هیچ کس نمی داند این بازی چگونه به پایان می رسد. و این زیبایی بازی آن است. p>

بیشتر بخوانید