در سال 2020 ، “نیمه” جدید “سابق” است زیرا همه روابط رسمی نیستند

مادی ، زن 24 ساله در شهر نیویورک ، “سابق” را یک رابطه منحصر به فرد گذشته تعریف می کند.

خوب ، بیشتر اوقات.

من بعد از انجام نظرسنجی که من برای این مقاله انجام دادم با مدی صحبت کردم و همه چیز در مورد اصطلاح “سابق” است. در فوریه در رسانه های اجتماعی پخش شد و 283 نفر پاسخ دادند. در طول مکالمه ما ، مادی در مورد زنی بحث کرد که او را سابق می داند – حتی اگر آنها هرگز منحصر به فرد نبودند

ماد ، که درخواست کرد با نام اولش به دلایل حریم خصوصی مراجعه شود ، گفت: “این احساس می کند که او سابق من است ، حتی اگر این مخالف تعریف شخصی من باشد”. “فقط به دلیل سطح نزدیکی و میزان چقدر انتظار از یکدیگر انتظار داشتیم.”

مادی تنها نیست. این سال 2020 است ، و بسیاری از روابط فراتر از روابط انحصاری وجود دارد (ناگفته نماند که در روابط چند همسری وجود دارد ، که من در اینجا به آن نخواهم گشت). همه ما تعریف عصبی خودمان از “سابق” را داریم.

مسیرهای زیادی وجود دارد که یک رابطه می تواند طی کند ، و همان اندازه احساساتی وجود دارد که به آنها متصل می شویم – حتی هنگامی که از بیرون به آنها “اتفاقی” گفته می شود. هنگامی که این نوع گرفتاریها به پایان رسید ، می تواند احساس دلهره کند ، به همان اندازه که پایان یک رابطه “واقعی” را تجربه می کنید. اما اگر آن افراد موجود نیستند ، پس آنها چیست؟

من پیشنهاد می کنم که اینها را واقعاً “نیمه” بنامیم. این پیشوند دیگر و بسیار مناسب است: آن دسته از افرادی که بخشی از راه رسیدن به یک رابطه “واقعی” یا “جدی” را گرفتند ، اما کاملاً کامل نیستند. p>

در اینجا نحوه استفاده از آن در یک جمله آورده شده است: “اوه ، من یک متن 3AM از نیمه خود را از سال گذشته دریافت کردم.”

من می دانم ، می دانم – یک کلمه مهم دیگر برای آشنایی با منظره فعلی دوستیابی ما. با این وجود دلایل مختلفی وجود دارد که احساس می کنم کلمه ای مانند “نیمه” بسیار باورنکردنی است.

وضعیت فعلی قرار ملاقات ما

در گذشته نگر ، منطقی می یابد كه زبان انگلیسی با انواع روابطی كه امروزه خودمان در آنها می بینیم ، سازگار نبوده است. برای مدت طولانی (و هنوز هم در بعضی از مناطق جهان اتفاق می افتد) ، آشنایی با والدین یا حداقل خانواده یک شخص تسهیل شده بود. معمولاً اوج ازدواج و قول فرزندان بود

در ایالات متحده و بسیاری از مناطق جهان غرب ، این امر در قرن بیستم تا حدودی به دلیل حرکات اجتماعی مانند انقلاب جنسی تغییر کرد. با تشکر از فناوری ، با این حال ، قدمت در سال 2020 با حیاط قرن نوزدهم و حتی قدمت در قرن بیستم بسیار متفاوت است. این نوع روابط ما با یکدیگر تغییر کرده است. و با تعامل عاشقانه ما ، یکعبارات مختلفی را برای توصیف معضل آن قدمتظهور شده است.

“این احساس می کند که او سابق من است ، حتی اگر این مخالف تعریف شخصی من باشد”

برنامه های دوستیابی مطمئناً بخشی از این موارد هستند. با چند ضربه راست و پیام ، می توانید یک تاریخ را به ظاهر فوراً دریافت کنید – و به این ترتیب یک رابطه جدید و منحصر به فرد آغاز می شود. چه موضع یک شب باشد ، چه رابطه کوتاه مدت و چه شریک زندگی ، در حقیقت یک رابطه است. این حتی برای افراد کوئری نیز صادق است: بیشترزوج های کوئری با همدیگر آشنا می شونداز زوج های دگرجنسگرا.

اما فقط دوستیابی برنامه هایی نیستند که به مجموعه ای از ارتباطات کمکی کمک کرده اند. به طور کلی ، رسانه های اجتماعی دست به دست هم داده اند. شما ممکن است شخصی را در اینستاگرام خود دنبال کنید که سالها پیش به آن تاریخ داده اید و مثلاً با او صحبت نکرده اید. اما چیزی به اندازه همه چیز متنوع است و روابط ما را تغییر داده است. می توانید روزها در آخر با کسی صحبت کنید و حتی اگر به سختی وقت چهره به چهره داشتید ارتباط عمیقی ایجاد کنید.

برای بهتر و بدتر ، اتصال اتصال بسیار آسان تر شده است ، و بنابراین ایجاد ارتباط های عمیق با همنوع ما بسیار آسان تر شده است. در صعود ، ما می توانیم دوستان آنلاین کنیم و با عزیزان دور ارتباط برقرار کنیم. نکته منفی این است که ما روابط مختلفی با مردم داریم – و همیشه نمی دانیم چگونه آنها را طبقه بندی کنیم.

Guy Winch، روانشناس و نویسندهچگونه یک قلب شکسته را برطرف کنیم a>، معتقد است که این تعاریف گسسته نسلی تا اوایل هزاره ها و نسل Z است. روند در بین جوانان این است که نمی خواهیم روابط را برچسب بزنند ، “ببینند که مسائل به کجا می روند”. با توجه به اینکه ما اولین نسل هایی هستیم که برنامه ها و دوستیابی آنلاین تجربه دوستیابی ما را تحت نفوذ قرار داده اند ، منطقی است.

این عدم اطمینان است که منجر به کیت ویسول ، نویسندهعصبیت کاملاً جلو: دروس عشق و زندگی با مغز شما، بهسکه” بادمجان “به عنوان توصیف کننده کسی که فقط دوست نبود ، بلکه نبود یا یک دوست پسر ، یا

حتی شش سال پس از نوشتن آن وبلاگ ، ویزول معتقد است که زبان انگلیسی فاقد زبانی است به اندازه کافی برای مجموعه روابط ما. وی در مصاحبه با Mashable گفت: “من هنوز از عدم توانایی ما برای داشتن کلمات صحیح برای امتحان کردن و توصیف آنچه در حال گذراندن هستیم ، بسیار ناامید شده ام.”

به گفته وینچ ، تاریخ دوستی هزاره و ژنرال Z ، مانند اقتصاد غول پیکر است – وصله ای از تجربیات. وی در مصاحبه با Mashable گفت: “درک این روند خطی از شما برای شروع دوستی با کسی وجود ندارد ، آن را جدی می گیرید ، و سپس یا به یک رابطه جدی متعهد می شوید و یا از بین می رود.” “این دیگر الگوی اصلی است که فکر می کنم مردم از آن استفاده می کنند.”

برچسب ها نقاط ضعف خود را دارند ، مانند انتظارات دروغین به مردم ، یا می توان آنها را محدود کننده دانست. اما عدم برچسب زدن در رابطه نیز می تواند باعث سردرگمی زیادی شود. وینچ گفت: “مردم با جریان پیش می روند ،” اما آنها شروع به سؤال می کنند ، “خوب ، این جریان کجا می رود؟”

چگونه مردم اکنون “سابق” را تعریف می کنند

Samantha Rothenberg ، یک هنرمند طنز که باvioletclairمی رود اینستاگرام ، به من گفت که او فقط اگر کسی آن مکالمه را در جایی انجام دهد که روابطشان را برچسب بزند ، کسی را “سابق” می داند.

گفت: “یک شخص سابق باید کسی باشد که من در آنجا رابطه برقرار کردم و گفتگو کرد که من در آنجا ثابت کردیم که دوست دختر او هستم ، و او دوست پسر من است.”

در نظرسنجی من ، 73.4 درصد از 283 پاسخ دهندگان با روتنبرگ موافقت كردند و گفتند كه آنها از “سابق” فقط به معنای یك رابطه انحصاری و گذشته منفرد گذشته استفاده می كنند.

اما این کل داستان نیست. در حالی که بسیاری به همین شکل احساس می کردند ، برخی دیگر تعریف واضح تر از این اصطلاح را دارند. بیش از 37 درصد گفتند كه در گذشته برای مدت معینی به كسی كه در گذشته او را ملاقات كرده اند مراجعه می كنند ، و 20 درصد گفتند كه سابق كسی است كه آنها برای مدت زمان مشخصی برایاو قدم زده اند.

از آنجا که ما در زمانی از دوستان با فواید و دوستان خود زندگی می کنیم ، در مورد روابط جنسی نیز سؤال کردم. حدود 19 درصد از پاسخ دهندگان می گویند که یک رابطه سابق و غیر انحصاری را برای مدت معینی می دانند ، در حالی که 6 درصد یک رابطه سابق و غیر انحصاری را برایهر em>می دانند.>مقدار زمان.

علاوه بر این ، روتنبرگ در مورد این موضوع در مورد 200،000 پیروان وی نظرسنجی كرد. اکثر 4402 پاسخ دهندگان ، 54 درصد ، گفتند که آنها از روابط قبلی بسیار جدی تر از روابط گذشته «جدی» استفاده می کنند.

نه تنها تعریف ما از “سابق” در همه جا ، بلکه مقدار زمانی که احساس می کنیم لازم به عنوان کسی سابق هستیم نیز لازم است. وقتی از این سؤال پرسیده شد که مدت زمان “زمان مشخصی” چقدر است ، پاسخ دهندگان از هر ماه از یک ماه تا شش ماه تا سال پاسخ می دهند.

در حالی که روتنبرگ تعریف شخصی سختی دارد ، او گفت كه تعریف روابط گذشته را كه گفتگو برای آنها دشوار نبوده است. وی گفت: “وقتی به یکی از این روابط می گویم ، ترک این منطقه عجیب و غریب خاکستری است.” ، من هرگز مطمئن نیستم که اصطلاح صحیحی برای استفاده چیست. “

گفتگوی “سابق” هنگامی که روابط کوئری را در نظر می گیرید ، لایه لایه تر می شود که می تواند در هر زمان معین درجه های مختلفی از افلاطونی و عاشقانه را بپیماید. این چیزی است که افراد دگرجنسگرا به نظر نمی رسد حتی دهه ها بعد ازوقتی هری با سالی ملاقات کرد ، سرشان را بپیچاند.

مادی گفت که نمی داند چگونه کلمه را هنگام صحبت برای سایر افراد ترسناک تعریف کند. مادی گفت: “اگر سابق مبتنی بر روابط باشد ،” تنها الگوی واقعی برای روابطی که صدها و صدها سال با هم داشته ایم روابط مستقیمی است. “

چرا “semis” شایسته نامگذاری آن هاست h2>

استدلال وجود دارد که ما نیازی به نامگذاری این روابط نداریم ، که آنها به دلایلی نامگذاری نشده اند: آنها به اندازه کافی نام خانوادگی خود را ندارند. اگر شما در یک رابطه “واقعی” نبودید ، چرا آنها را با زبان مشروعیت بخشید؟

به این دلیل است که این روابط ، حتی نامشخص ،قابل توجه هستند. ما برای داشتن احساسات واقعی برای این شخص وقت و توجه کافی را صرف کردیم – چرا دیگر می توانیم در مورد آنها صحبت کنیم؟ اگر آنها ناچیز بودند ، این شکاف در زبان وجود نخواهد داشت ، زیرا ما آنها را به راحتی فراموش می کنیم ، آنها در گفتگو به وجود نمی آیند ، دیگر نیازی به کوتاه کردن نداریم. »آن پسر تیندر که من به مدت شش ماه با آن قلاب کردم ، اما بعد از آن شد. عجیب … “یا شما چه چیزی دارید.

اگر برای توضیح نقش کسی در زندگی شما یک پاراگراف طول بکشد ، ایجاد یک کلمه برای آنها بسیار ساده تر است تا اینکه آن احساسات و خاطرات را از بین ببرید.

“حتی اگر کسی به طور رسمی دوست پسر یا دختر شما نباشد ، ممکن است با پایان یافتن آنقدر صدمه دیده باشد”

روتنبرگ گفت: “حتی اگر کسی به طور رسمی دوست پسر یا دوست دختر شما نباشد ، ممکن است با پایان یافتن آنقدر صدمه دیده باشد.” وی توضیح داد كه چگونه درد عاطفی یك“وضعیت” a پایان دادن به این دلیل ممکن است برجسته شود زیرا شما از خیال آنچه می توانست باشد باقی مانده است – به جای واقعیت این که چگونه یک رابطه می تواند در جایی بازی کند که می بینید که شما یک زن و شوهر سازگار نبودید.

علاوه بر این ، مغز شما نمی تواند تفاوت بین روابط “واقعاً” و “واقعی” را بیان کند. قطع کردن یک ترتیب دوستان با مزایا یا با شخصی که دوست خود را با او قرار داده اید اما هرگزDTRed ins>– دردناک است. وینچ گفت: “این روابط صدمه می زند زیرا واقعیت بودن سحابی بودن آنها به این معنی نیست که ذهن ما در حدی از جوش ها پر نمی شود.” “با انواع امیدها و انتظارات و پیش بینی ها”.

حتی اگر ما آینده یا اهداف شخص دیگری را نشناسیم ، ذهن ما این خلا را پر می کند. وینچ اظهار داشت ، “روانشناسی از بی اعتباری متنفر است. چیزی می خواهد به آنجا برود ، حتی اگر آن را کاملاً بیان نکنید.” این همان چیزی است که باعث می شود قلب ما از نیمه نهایی شکسته شود: این چیزی نیست که در واقع چه اتفاقی افتاده است. این مربوط به آنچه ما فکر می کردیم اتفاق می افتد ، یا آنچه را که درباره آنچه اتفاق افتاده فکر می کردیم. اگر آرزوها و آرزوهای خود را به دوست خود برسانید و فوایدی داشته باشید که به اعتقاد شما مطمئناً می خواهند با شما ازدواج کنند ، و بعد از این اتفاق نخواهد افتاد ، البته آسیب خواهد دید.

به همین دلیل است که نباید این نیمه را کنار بگذاریم و چرا باید آنها را برچسب گذاری کنیم.ویسول گفت: “ما باید راهی را برای پذیرش یگانگی روابط مختلف پیدا کنیم.” “فقط چند سطل کوچک وجود ندارد که بتوانیم همه چیز را در آن قرار دهیم.”

از اینجا به کجا می رویم؟

دشوار است بگوییم که آیا این روند روابط ادامه خواهد یافت یا خیر. ونچ معتقد است که روندها یک آونگ نسلی است – شاید کسانی که در مرحله بعدی قرار می گیرند در راه هزاره ها و نسل Z با برچسب زدن قرار بگیرند یا روابط متنوع خود را برچسب نگذارند ، و این جزر و مد تغییر خواهد کرد.

علاوه بر این ، ما تحولات تکنولوژیکی را که باعث تغییر قدمت نمی شود ، نمی دانیم. منظره یکتعمیرات اساسی در سال 2010 داشته است، و آن ممکن است ، و احتمالاً اتفاق می افتد ، دوباره اتفاق می افتد.

زبان ما باید با زمانها تغییر کند. من می خواهم احساسات من و دیگران با کلماتی که استفاده می کنیم تأیید شود. من می خواهم کلماتی برای استفاده ، دوره ای وجود داشته باشد. من نمی خواهم یک پاراگراف را برای توصیف شخصی که برای من معنی زیادی دارد ، بازگو کنم – بنابراین در عوض ، آنها نیمه من خواهند بود.

بیشتر بخوانید